شنبه 24 آذر 1397 شمسی /12/15/2018 4:39:44 AM
اقتصادنامه شماره 22 را بخوانید

دخالت های برخی نمایندگان مجلس، فعالان سیاسی و احزاب در عزل و نصب های مدیران ارشد کشور سبب شده تا افراد قوی، جسور و صاحب اندیشه با قدرت "نه" گفتن از کابینه خارج و به جای آنها افرادی وارد دولت شوند که از نظر برخی کارشناسان اقتصادی نه تنها در سطح مقام عالی وزارت نیستند که حتی به عنوان مدیر کل هم نمی توانند در کارشان موفق باشند. این موضوع سبب شده تا وزن هیات دولت به لحاظ تجربه و کارآمدی تا حد زیادی کاهش یابد.
گذر از تکنوکراسی به بروکراسی/ قد دولت کوتاه شده است؟
قواره اقتصاد

علیرضا بهداد|تیم اقتصادی دولت پس از فشارهای زیاد از سوی نمایندگان مجلس و مسولان قوه قضاییه سرانجام تغییر یافت. در نگاه اول ژنرال هایی را می بینیم که از دولت خارج شده و به جای ایشان افرادی که در بدنه دولت مشغول بودند به جایشان معرفی شده است.در نگاهی عمیق تر اما تغییر رویکردی در دولت دیده می شود. چرخش از تکنوکراسی به بروکراسی. تکنوکرات های دولت رفته رفته به بهانه های مختلف از جمله قانون بازنشستگی و دو تابعیتی حذف شده اند و به جایشان بروکرات ها با وعده و وعیدهای مختلف بر سر کار آمده اند.
تکنوکراسی هزینه می خواهد و دولت با توجه به شرایط کنونی اقتصاد نمی خواهد این هزینه را بپردازد و به فکر آینده باشد.
به مدیرانی نیاز دارد که امروز را به فردا برسانند. اینجاست که بروکرات ها بکار می آیند. هزینه ای برای نظام سیاسی ایجاد نمی کنند. آنچه را که امروز می کارند، پیش خور کرده اند.
تکنوکراسی امروز می کارد و فردا برداشت می کند. جلوی تصمیم های غلط می ایستد و جراحی های عمیق را فارغ از هزینه های سیاسی آن پیشنهاد می کند. سیاستمدار جسور در این هنگام راهکارها را می پذیرد و به دور از مطامع سیاسی با در نظر گرفتن منافع ملی و آینده نگری، اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به پیش می برد.
تکنوکراسی وعده نمی دهد و عمل می کند. اهل شو بازی کردن نیست و جلوی رانت و فساد سیستماتیک می ایستد. 
بوروکرات سرشار از وعده است. پشت سر هم جلسه برگزار می کند. هزینه سیاسی پایینی دارد و در نهایت کار را به جایی می رساند که پوپولیست ها فضایی برای عرض اندام در عرصه سیاسی پیدا کنند.
بروکرات ها استاد ناامید کردن طبقه متوسط جامعه هستند و اقناع طبقه ضعیف. ثروت آفرینی نمی کنند و جامعه متوسط را ضعیف و ضعیف تر کرده و کار را به جایی می رسانند که کشور با کوله باری از اصلاحات معوقه روبرو شود.
در این میان نمایندگان مجلس یا همان مجلس عوام قدرت می گیرند. به جای قانونگذاری به سیاستگذاری و دخالت در عزل و نصب ها می پردازند. دولت را طوری به اختیار خود در می آورند که در هر پستی یک نفر از خود را در آنجا بچینند. به زودی وضع چنان خواهد شد که در بیشتر پست ها یک نماینده مجلس با تفکرات محلی قرار گرفته و بدنه دولت را ضعیف و ضعیف تر می کنند.
مجلسی ها فقط به شغل نمایندگی اکتفا نخواهند کرد و تا جایی که می توانند برای خود یک پست رزرو می کنند. حضور آنان به تشکل های غیر دولتی و سازمان های نظام مهندسی نیز تعمیم داده می شود.
در چنین وضعی تکنوکرات ها از نظام سیاستگذاری خارج، بروکرات ها وارد و کم تجربه ها تئوری پرداز می شوند.
به نظر می رسد تنها راهی که می تواند اقتصاد کشور را برای آینده بیمه کند، بازگشت به تکنوکراسی و به کار گرفتن تکنوکرات های کارکشته و مجرب برای انجام اصلاحاتوعمیق اقتصادی است. تکنوکرات ها در هر سطحی از تصمیم گیری که باشند اثرگذارند ولو به عنوان ستون نویس یک نشریه محلی. 
تکنوکرات ها واقعیت را می بینند و بروکرات ها چشم بر واقعیت می بندند. تکنوکرات ها راه را به سیاستگذار نشان می دهند و بروکرات ها بیراه ها را.
تکنوکرات ها جسورند و قدرت نه گفتن دارند، بروکرات ها استاد ارادت و چاکری اند.
حال آیا می توان امیدوار بود که چرخش از تکنوکراسی به بروکراسی قادر است مشکلات روزمره اقتصاد ایران را حل کند و برای بلند برنامه ای داشته باشد؟


نمایش ساده


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

آخرین عناوین